من هم دارم مامان میشم

هفته سیزدهم

امروز هفته دوازدهم تموم شد و وارد هفته سیزده شدیم. حالت تهوعم خیلی وقته که تموم شده و دیگه اثری از اون بی حالی ها و خستگی ها نیست. خدا رو شکر همه چیز خوبه و رو روال. اون هقته ازمایش خون دادم و سه شنبه ای هم که میاد اولین سونوگرافیمه.  نی نی نانازه ما ، شاید توی این سونو معلوم بشه که دخملی یا پسمل. هر چی که باشی فرقی نمی کنه مهم اینه که سالم و سلامت و باهوش و خوشمل باشی. که حتمنم هستی :* همه چیز خوبه ، و بابایی خیلی به مامانی میرسه. من که اصلا دست به سیاه و سفید نمیزنم ، یعنی بابایی نمی ذاره ، اما خب حالا که حالم بهتر شده میخوام کم کم شروع کنم و کارای خونه رو انجام بدم تا اونجا که میتونم. دلم برا بابایی خیلی میسوزه که هم باید بیرون ک...
12 بهمن 1392

baby boy

دیروز توی سونوگرافی معلوم شد که گل ناز ما ، همونطور که حدس میزدم ، یه آقا پسره :) یه قند عسل با نمک که انقدر ورجه وورجه میکرد اقای دکتر نمی تونست ازش عکس 3D خوب بگیره :)   عزیز دل من و بابایی ، از وقتی جنسیتت رو فهمیدیم برامون شخصیت پیدا کردی و بی نهایت خوشحالیم و دوستت داریم و منتظر قدمای نازت. ایشالا این 6 ماه باقیمونده که به سلامتی و خوشی و آرامش طی بشه و تو قدمای پاکت رو بذاری توی این دنیا و زوتر روی ماهت رو ببینیم. این دنیا منتظر توئه :)  خدایا... گل نازم رو به تو میسپرم... نگهدارش باش.    بعدا نوشت: دیروز دکتر بودیم و خدا رو شکر همه آزمایش ها خوب و عالی بود. قرار شد یه آزمایش خون دیگه بدم و چهار هفته دیگ...
12 بهمن 1392

هفته 16

امروز وارد هقته 16 شدیم. تو هم مثل ما خوشحالی پسر طلا؟ از اینکه هر روز یه قدم بیشتر نزدیک میشیم به دیدار مون تو این دنیا؟ :) خب همونطور که حتما تا حالا فهمیدی ، من از این مامانا نیستم که خیلی احساساتی  باشم. تا وقتی که ندیدمت خیلی نمی تونم قربون صدقه ات برم. اما میدونم وقتی بیای وجود پاکت کلی منو مسحور خودش میکنه و احساساتمو بر می انگیزه... پس تا اون موقع باید صبر کنی که احساسات واقعی منو نسبت به خودت ببینی :) چند روزیه که یه تکون هایی تو دلم حس میکنم... میدونم که توئی شازده پسر... همون هفته 12 که تو سونوگرافی برای اولین بار دیدیمت کلی شیطون بودی و جست و خیز میکردی... االان که دیگه کلی بزرگتر شدی خوشگل مامان :*   برای اسمت ...
12 بهمن 1392